مرشد بزازیان، پدر گلریزانهای زورخانه است
۴۰ سال قبل که پایش را در گود زورخانه گذاشت، آنقدر واله و شیفته مرام و مسلک این ورزش شد که این روزها خودش را معتاد زورخانه میداند. مرشد سید علیاصغر بزازیان، متولد ۱۳۴۵ است و از ۱۳ سالگی وارد گود زورخانه شدهاست. تمام خاطرات و لحظات کودکیاش به زورخانه میرسد و البته حرفهای امروزش.
دمهای دلنشینش در تمامی زورخانههای مطرح شهر و کشور شنیده شده و به خاطر گلریزانهای بیشمارش از شمال مشهد تا جنوب شهر همه مرشد بزازیان را میشناسند. مرشدی که پس از گذشت ۵۲ بهار از عمرش هنوز هم تنها دغدغهاش این ورزش و آینده مرشدهای جوان است.
جذبه زورخانه
بزازیان بچه کوچه بازارچه حاج آقاجان است. پدرش را وقتی کم سن بود، از دست داده و ۱۳ ساله بوده که همراه یکی از همسایهها به زورخانه جوانان اسلامی بالاخیابان رفته است و از آن شب به بعد دیگر نتوانست بیخیال زورخانه شود.
«یک شب من به همراه یکی از همسایهها به زورخانه رفتیم؛ زورخانه جوانان اسلامی بست بالاخیابان. آنقدر آن شب فضای معنوی زورخانه برایم جالب بود که بعد از آن شب هر روز و هر دقیقه من پشت در زورخانه بودم تا به محض بازشدن در، من اولین نفری باشم که داخل زورخانه میشوم.
الان که فکر میکنم، میبینم فقط جذبه معنوی زورخانه من را به این سمت کشید و در زمانی که همه بچهها یک توپ پلاستیکی داشتند و وسط کوچه و خیابان فوتبال بازی میکردند، من جذب این ورزش شدم. من تا سال ۶۳ در این زورخانه بودم و این ورزش را به صورت حرفهای یاد گرفتم.»
جنم مرشدی
روزی که میخواست وارد گود شود، پهلوان کریم محمدیان به او گفت ضربگیری برایش بهتر از وارد گود شدن است. همین شد که رفت دنبال ضربگیری و مرشدی. ورزشکار خوبی که باشی، انگار مرشدی.
به قول استادم باید گوش به ضرب باشی تا مرشد شوی. همه ورزشکاران دوست دارند مرشد باشند، اما همانطور که گفتم باید ورزش را از قبل یاد داشتهباشی. من تا سال ۶۳ ورزش را حرفهای یاد گرفتم و بعد از آن ضربگیر شدم.
۴ نفر بودیم که زیر نظر استاد جلالی جوان که از مرشدان بهنام بود و هنوز هم در قید حیات است، ضربگیری را شروع کردیم. ایشان اشتیاق من را خیلی دوست داشت و به همین خاطر تمام آداب و رسوم مرشدی را به طور ویژه به من آموخت. من هفتهای ۲ بار در زورخانههای مطرح مشهد همانند چمران، توس، آستان قدس و جوانان کنار سردمگیرهای معروف نشستم. تا سال ۷۰ همین روال بود تا گواهینامه مرشدیام را گرفتم.
«مرشد که میشوی، یعنی رتبهات خیلی بالاست.» این جمله را میگوید و ادامه میدهد: «استادم همیشه به من میگفت سر دم مرشد که جذاب باشد، خواه ناخواه زورخانه را پر میکند. در ورزش زورخانه ۹ رتبه است؛ مرشد که میشوی، یعنی رتبهات ۷ است که در ورزش زورخانهای رتبه بالایی است. من در این ورزش رتبه ۸ دارم.»
مرشد پهلوان وفادار
برای پهلوانان بهنام زیادی دم گرفته و زنگ نواختهاست؛ پهلوانان بلندآوازهای همانند پهلوان وفادار. «من در تمام زورخانههای مشهد دم گرفتهام. با سر دم من پهلوانان زیادی وارد گود شده و ورزش کردهاند.
در زورخانه توس (شهدای فعلی) همیشه دمگیر پهلوان وفادار بودم. پهلوان شورورزی هم زیاد میآمد و خیلی خوشبرخورد و متواضع بود. پهلوان سخدری هم هرموقع من سر دمگیر بودم، میآمد که البته وارد گود نمیشد. برای پهلوان حاج محمد خادم و پسرشان پهلوان رسول و پهلوان رشیدنمیر هم زیاد دمگرفتهام.»
صاحب سبک
میگوید در دم، مرشدی صاحب سبک نیست، اما دنبالهرو است. «در دمگیری مرشدان زیادی صاحب سبک بودند؛ همانند مرشد ترشیزی که سبک خاص خودش را داشت. من همانند این مرشد صاحب سبک نیستم، اما دنبالهرو هستم. سعی میکنم اشعار و مدحهایم در وصف آقا امیرالمؤمنین (ع) را خوب ضربگیری کنم. در زورخانه سبک چندان اهمیت ندارد، بلکه دم مرشد خیلی مهم است و اینکه آن شعر را چگونه ضرب بگیری.»
ادامه میدهد: «اگر حماسهخوانی و شاهنامهخوانی در دمگیریها بسیار کمرنگ شدهاست، اما سر دمگیران امروزی دستگاههای موسیقی را خوب میدانند و اشعار مختلف در وصف شاه مردان حضرت علی (ع) را به خوبی در سر دم پیاده میکنند و به طور کلی اشعاری که در وصف ائمه اطهار است، به خوبی جای حماسهسرایی را پر کردهاست. با این همه ما اشعار زیادی را دم میگیریم که کم از مداحی نمیآورد و همه این اشعار بستگی به ضرب زیبای مرشد دارد.»
مرشد، مدیر زورخانه
زنگ و ضربهایی که موقع ورود پهلوان به داخل گود و یا به اتمام رسیدن و شروع یک حرکت دیگر داخل گود، نواخته میشود، از جمله کارهایی است که یک مرشد باید بداند. بزازیان میگوید: «مرشد باید بداند برای چه کسی و چطور زنگ بنوازد».
این زنگ نواختن و ضرب گرفتن هم آداب و رسومی دارد که باید مرشد باشی تا بدانی: «افراد صاحبنام زیادی به زورخانه میآیند. یک مرشد باید همه اینها را بشناسد و رتبههایشان را بداند تا بتواند با توجه به رتبه و مقامشان در هنگام ورودشان به زورخانه ضرب و زنگ بنوازد. مرشد به نوعی مدیر زورخانه است.
البته وقتی پهلوان نامی در گود باشد، مدیریت با آن پهلوان است، اما مرشد با زنگها و ضربهایی که میگیرد، حرکات را مدیریت میکند. مرشد به چند نوع ورود پهلوان را به داخل زورخانه و گود اعلام میکند و در واقع هرکدام از کشتیگیران، افراد صاحبنام و حتی پهلوانان که وارد زورخانه میشوند.مرشد ضرب خاصی میگیرد تا مورد احترام حضار قرار بگیرد.
در واقع با زنگ و ضرب مرشد است که حضار متوجه حضور یک فرد بزرگ در زورخانه و یا گود میشوند. بعضی از پهلوانان بهنام و بزرگ را به محض ورود با ضرب و دم تا جایگاه نشستنشان باید همراهی کرد.»
کلام اول، احترام
یکی از نمادهای زورخانه درب آن است؛ درب کوتاه و کوچکی که معنی بزرگی دارد. بزازیان درباره نمادها و آداب و رسوم زورخانه میگوید: «زورخانه نمادهای زیادی دارد؛ یکی از این نمادها درب کوتاه آن است.
این درب برای این کوتاه ساخته میشود که در ورزش باستانی و زورخانه اعتقاد بر این است که پهلوان باید سر به زیر و متواضع باشد، چون الگویی برای پیر و جوان است. یک نماد دیگر بوسیدن خاک گود قبل از ورود به آن است. این کار به معنی این است که ما از خاک کمتریم و در واقع خاک پای همه را میبوسیم. گود در زورخانه بسیار مقدس است و کسی بدون وضو وارد آن نمیشود.»
مرشدی ۱۰۰ چشمه دارد
میگوید مرشدی ۱۰۰ چشمه دارد که ضرب و دم گرفتن تنها ۲ چشمه آن است. معتقد است وقتی یک نفر مرشد میشود، سیر و سلوک طولانی را طی کرده. یعنی حداقل ۶۰ سال از عمرش را دم یاعلی (ع) گرفته و همین دم او را از مادیات جدا میکند.
«استادم همیشه میگفت محسن (نام مستعار مرشد بزازیان) ضربگیری و دمگیری تنها ۲ چشمه از ۱۰۰ چشمه مرشدی است. الان متوجه میشوم که استادم منظورش چه بودهاست. یک فرد که ضرب میگیرد، زمانی به مرشدی میرسد که احترامی که مردم برایش قائل میشوند را درک کند و به خود مغرور نشود.
قدیم که آدمهای محله زیر سایه برجها و مجتمعها گم نشدهبودند، وقتی مشکلی داشتند، اول به سراغ مرشد میرفتند. ناموسشان را دست مرشد میسپردند و به سفر میرفتند. مرشدها در هفت آسمان هم ستارهای ندارند. چون به مادیات علاقهای ندارند، اما تا دلتان بخواهد ارج و قرب دارند.
یک مرشد با گلریزانهایش شناخته میشود؛ یعنی باید مردم حرفش را بخوانند. خیلی از مشکلات مالی مردم در همین زورخانهها و با وساطت مرشدها حل شدهاست. به طور کلی یک مرشد علاوه بر توانایی در خواندن و ضربگرفتن باید خوشنام، پاک، الگو و از همه مهمتر باید ریاضتکشیده باشد.»
زورخانه، مسجد دوم
جایگاه زورخانه نزد مردم قدیم آنقدر زیاد بود که زورخانه را به عنوان مسجد دوم میدانستند و بعد از عبادت در مسجد، عبادت در زورخانه را بسیار محترم میشمردند. دلیل این امر هم مدح و ذکر ائمه اطهار به ویژه حضرت علی (ع) در زورخانه است.
مرشد بزازیان در اینباره میگوید: «در زورخانه فقط جوانمردی آموزش دادهمیشود و افرادی که ناپاک هستند، خودبهخود از این مکان مقدس دور میشوند. من به چشم خود دیدم افرادی علاقه زیادی به زورخانه داشتند، اما هیچوقت نتوانستند به زورخانه بیایند. چراکه این افراد نیت پاک نداشتند.
قدیم مریضها را کنار گود میآوردند و از عرق پهلوانان به نیت شفا به پیشانیشان میزدند. چون معتقد بودند این عرق عشق به امیرالمؤمنین (ع) و شفابخش است. خیلی از قدیمیها بعد از رفتن به مسجد، به زورخانه میآمدند و علاوه بر گوش سپردن به مدح مولا علی (ع) ورزش هم میکردند. من معتقدم که گود زورخانه مقدس است و آنقدر در این گود دعا خوانده میشود و نیایش حضرت حق تعالی و مولی و ائمه را میکنند که دست کمی از عبادتگاهها ندارد.
از قدیم الایام زورخانهها همیشه جایگاه بزرگمردان بودهاست که در هیبت پهلوانی، کسوت خاکساری داشتهاند و همیشه امید و نگاه مردم محله به منش پهلوانی آنان بودهاست. پهلوانان زورخانه خدمتگزاران واقعی جامعه بودند، با غم مردم غم خوردند و با شادیشان شاد شدند.»
مشهد، مهد ورزش زورخانه
بزازیان معتقد است مشهد یکی از قطبهای اصلی ورزش زورخانهای است و پهلوانان و مرشدان صاحبنام مشهدی را گواه این حرفش میداند. او در ادامه حرفهایش به قدمت زورخانه توس اشاره میکند که همیشه پاتوقی برای پهلوانان ایرانزمین و مرشدان بزرگ بودهاست: «همه پهلوانان و باستانیکاران میدانند که مشهد مهد دلیران است.
ما مشهدیها مرشدان صاحبنامی داریم؛ افرادی، چون حاج نصرا...، مرشد قاسم و حسین ترشیزیان از مرشدان قدیمی مشهدی و صاحب سبک بودند. من یکبار به یزد رفتم. مرشدهای این شهر که خود صاحب نام و سبک هستند، این موضوع را قبول داشتند.
شما نگاه کنید! زورخانه توس در مشهد بیش از ۱۰۰ سال قدمت دارد و افراد بزرگی وارد گود این زورخانه شدهاند و یا به هوای این گود به مشهد آمدهاند. حتی آقا تختی هم زیاد به این زورخانه میآمده است.»
*این گزارش پنجشنبه ۲۰ دی ۱۳۹۷ در شماره ۳۱۰ شهرآرا محله ثامن چاپ شده است.


